دست ها و دست ها
به دستهای او نگاه میکنم
به دستهای او نگاه میکنم
که میتواند از زمین
هزار ریشهٔ گیاه هرزه را برآورد
و میتواند از فضا
هزارها ستاره را به زیر پر درآورد
به دستهای خود نگاه میکنم
که از سپیده تا غروب
هزار کاغذ سپیده را سیاه میکند
هزار لحظهٔ عزیز را تباه میکند
مرا فریب میدهد
تو را فریب میدهد
گناه میکند
چرا سپید را سیاه میکند؟
چرا گناه میکند؟!
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.