راز سخن

سینه گرداب

همرنگ گونه‌ های تو مهتابم آرزوست

همرنگ گونه‌ های تو مهتابم آرزوست
چون باده لب تو می نابم آرزوست
ای پرده پرده چشم توام باغ‌ های سبز
در زیر سایهٔ مژه‌ات خوابم آرزوست
دور از نگاه گرم تو بی ‌تاب گشته‌ام
بر من نگاه کن که تب و تابم آرزوست
تا گردن سپید تو گرداب رازهاست
سر‌گشتگی به سینه ی ‌گردابم آرزوست
تا وارهم ز وحشت شب‌های انتظار
چون خندهٔ تو مهر جهانتابم آرزوست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.