راز سخن

شمارهٔ ۱۲۲

سحرگاهان که شبنم بر گل افتد

سحرگاهان که شبنم بر گل افتد
زتو شور و فغان در بلبل افتد
بت فایز به یاد نوگل خویش
به جانش صد هزاران غلغل افتد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.