بخش ۱۹ - در بیان تواضع و ترک تکلف
سر چه آرایی به دستار ای پسر
سر چه آرایی به دستار ای پسر
گر توانی دل بهدست آر ای پسر
تا نگیری ترک عزّ و مال و جاه
از همه بر سر نیایی چون کلاه
نیست مردی خویشتن آراستن
قصد جان کرد آنکه او آراست تن
نیست در تن بهتر از تقوی لباس
در تکلّف مرد را نبود اساس
هر که او دربند آرایش بود
در جهان فرزند آسایش بود
عاقبت جز نامرادی نبودش
بهرهای از عیش و شادی نبودش
خودستایی پیشهٔ شیطان بود
آنکه خود را کم زند مرد آن بود
گفت شیطان «من ز آدم بهترم»
تا قیامت گشت ملعون لاجرم
از تواضع خاک مردم میشود
نور و نار از سرکشی گم میشود
رانده شد ابلیس از مستکبری
گشت مقبول آدم از مستغفری
شد عزیز آدم چو استغفار کرد
خوار شد شیطان چو استکبار کرد
دانه پست افتد زبردستش کنند
خوشه چون سربرکند پستش کنند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.