راز سخن

بخش ۸ - الحكایة و التمثیل

در میان دشمنان پیری کهن

در میان دشمنان پیری کهن
دوستی راگفت ای نیکو سخن
کاین همه خلقند دایم غم زده
ترک شادی کرده و ماتم زده
بیشتر غمشان ازان بینم مقیم
تا چرا آخر خداوند کریم
آن کند جمله که خود خواهد مدام
وآنچه باید خلق را نکند تمام
گر ز صد تن داعی یک کار خاست
تا نخواهد حق نیاید کار راست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.