راز سخن

غزل شمارهٔ ۲۸۵

عاشقان زنده‌دل به نام تو اند

عاشقان زنده‌دل به نام تو اند
تشنهٔ جرعه‌ای ز جام تو اند
تا به سلطانی اندر آمده‌ای
دل و جان بندهٔ غلام تو اند
زیر بار امانت غم تو
توسنان زمانه رام تو اند
سرکشان بر امید یک دانه
دانه نادیده صید دام تو اند
کاملان وقت آزمایش تو
در ره عشق ناتمام تو اند
رهنمایان راه بین شب و روز
در تماشای احترام تو اند
صد هزار اهل درد وقت سحر
آرزومند یک پیام تو اند
همچو عطار بی‌دلان هرگز
زندهٔ یادگار نام تو اند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.