راز سخن

شمارهٔ ۶۴۸

شیشه بیار ساقیا، از پی هم پیاله ده

شیشه بیار ساقیا، از پی هم پیاله ده
زود نمی روم ز خود، باده دیرساله ده
زمزمه ریزساز را، قلقل شیشه بشنوان
دردکش خمار را، نغمه به جای ناله ده
از من بینوا مکن ننگ و ز دودمان رز
طبع مجرد مرا، دختر بی قباله ده
گردن شیشه در کفت، هست کلید رزق ما
قحطی می کشیده را، قوت سه چار ساله ده

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.