شمارهٔ ۶۴۷
پژمرده بود حسن بت دست رسیده
پژمرده بود حسن بت دست رسیده
رنگ گل ناچیده ندارد گل چیده
گر مردمک از گریه به صد آب بشوید
بیرون نرود نقش تو از پرده دیده
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.