شمارهٔ ۵۰۳
با شب تیره ز تاریکی آن مو گفتم
با شب تیره ز تاریکی آن مو گفتم
مه چو سر زد، سخن از پرتو آن رو گفتم
بی حجابانه مبادا که به پایت افتد
«مگذار آینه را بر سر زانو» گفتم
سرمه را تیره شب اختر چشمت خواندم
وسمه را ابر سیاه مه ابرو گفتم
همچو من تا نشود دورنشین بت خود
سبب سوختن خویش به هندو گفتم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.