بخش ۱۸ - خطاب به پیر طریقت
ای علی رحمت ای شاه نخست
ای علی رحمت ای شاه نخست
که دل ارباب دل در دست توست
گر دل ما را غم عشقت شکست
گو شکسته باش کز بهر تو است
در دل بشکسته چون داری تو جا
شد دل اشکسته ما را مدعا
در غم عشق خود ای کامل هنر
کن دلم را هر زمان اشکسته تر
هر دلی کاشکسته مهر تو نیست
آن دل حیوان بوَد نی ز آدمی است
چون رهاندی کشتی ما از خطر
گو چرا بشکست کشتی را خضر
ور شکست آن را به فرمان خدا
داد ارادت را به خود نسبت چرا
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.