راز سخن

روزمرگی

ماتِ پروانهٔ پشت پنجره

ماتِ پروانهٔ پشت پنجره
نشسته زنی
که تمام روزمرگی‌هایش
شیشه‌های شور و مرباست!
با عطر بنفشه‌ای
که در خاطره‌هایش سنگین شده
و قلبش حالا پروانه‌ای‌ست
که روزی عشق را دور تنش پیله بست
و تا همیشه درون پیله، ماند.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.