راز سخن

با من بمان

با من بمان ای بهاران با نور همزاد باشیم

با من بمان ای بهاران با نور همزاد باشیم
سخت است خاموش بودن پیوسته فریاد باشیم
دل میل پرواز دارد این آسمان مال دلهاست
وقت است وقت پریدن باید که آزاد باشیم
کوهی ست این درد پنهان ما تیشه ی عشق داریم
باید برای رسیدن مانند فرهاد باشیم
ویران نباشیم هرگز تفسیر دریا بمانیم
در وسعتی بینهایت یک شهر آباد باشیم
تو ذره ذره رسیدی صد کهکشان استقامت!
حالا بمان تا به نامت با نور همزاد باشیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.