راز سخن

شعر شمارۀ ۳

برای کودکانه‌‌های «امیدم» که هر لحظه لبریزم می‌کند از عشق

برای کودکانه‌‌های «امیدم» که هر لحظه لبریزم می‌کند از عشق
کسی در مرکز جغرافیای این جهان، مثل تو نیست
سوار سفینه که می‌شوی
ـ شبیه خواب‌های کودکی‌ام ـ
پروازت را می‌خندم
بالا که می‌روی
صدای خنده‌هایت
سمفونی عشق می‌شود
کسی در مرکز این جهان مثل تو نمی‌خندد
کسی مثل تو...
این‌جا من مانده‌ام و رویایی که تو با سفینه‌ات بافتی.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.