راز سخن

بخش ۴ - حق الیقین

در جهانی که خالی از ستم است

در جهانی که خالی از ستم است
سبب فعل و غایتش بهم است
فعل حق را سبب نمی​شاید
که جزا از عمل برون آید
به حقیقت چو نیک در نگرید
همه خود عین ذات یکدگرید
نقش لوح و عمل، دگر پاداش
هر سه یک چیز آمد از نقّاش
صورت مبدء و جزای معاد
در وسط شد عمل ز کون و فساد
نقش علمی که زادۀ ازل است
تا ابد روح صورت عمل است
عمل اینجا همی کنی نامش
پس جزای عمل در انجامش
هر سه با هم به امر «کن فیکون»
آمد از کردگار بی چه و چون
با خود آورده​ای و با خود باز
می​بری نقش​ها به آز و نیاز
هرچه اینجا کنی حقیقت آن
پیشت آید «کما تدین تدان»
هیچ هویت از حقیقت خویش
بنگردد ز هیأت کم و بیش
لیک محبوس مرکز سِجّین
بِنَبُرده ره از ضلال مبین

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.