راز سخن

شمارهٔ ۳۷

صفا و روشنی کاندرون خانه ماست

صفا و روشنی کاندرون خانه ماست
ز عکس چهره آندلبر یگانه ماست
خرد که بیخبر از کاینات افتاده است
خراب جرعه از باده شبانه ماست
ز زلف و خط بتان باش برحذر دایم
که زلف و خال بتان دام راه و دانه ماست
بیک بهانه جهان را پدید آوردیم
جهان بدیده شده از پی بهانه ماست
جهان و هرچه در او هست سربسر موجی
ز جوش و جنبش دریای بیکرانه ماست
خروش و ولوله گفتگوی و جوش جهان
صدا و نغمه و آوازه ترانه ماست
اگر زمان نبوّت گذشت و دور رسل
ولی ظهور ولایت درین زمانه ماست
کلید مخزن اسرار مغربی دارد
چو مدّتی است که او خازن خزانه ماست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.