شمارهٔ ۸۹
به فکر سر دهانت چو غنچهام دل تنگ
به فکر سر دهانت چو غنچهام دل تنگ
گشاد کار بجویم از آن لب گل رنگ
ز قیل و قال مدارس چو پرده ای نگشود
شنو حکایت سوز درون ز رشته چنگ
صفای کعبه مقصود چون توانم یافت
به راه درد به بار گران و مرکب لنگ
چگونه جان ببرد شاهدی از این گرداب
دلش چو ماهی و عشق تو در پیش چو نهنگ
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.