راز سخن

شمارهٔ ۴۲۰

بی جمالت در گلستان چاک چون گل می زنم

بی جمالت در گلستان چاک چون گل می زنم
سینه را بر سوزن مژگان بلبل می زنم
سبزه بیگانه روی بیابان نیستم
خط یارم حلقه بر پهلوی سنبل می زنم
می کند خاموشی صیاد گیرا دام را
یار را از دور اگر بینم تغافل می زنم
سیدا سودا اگر مشک خطای نیستم
شانه مشاطه ام دستی به کاکل می زنم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.