آبانیه
چشم بر هم زده دیدم همه کشور در خون
چشم بر هم زده دیدم همه کشور در خون
کشتی کشتهشماران زده لنگر در خون
کدخدا گاو جنون تاخته بر مرتع مرگ
ناخدا ناو ستم رانده شناور در خون
سوخته دور سر بهمنِ خونین اسفند
تیر بر خیمهٔ آبان زده آذر در خون
بانکها مشتعل از آتش شهرآشوبان
تانکها جمله زرهپوش و نفربر در خون
اختر بخت وطن کورتر از چشم فلک
راست چون باختران طالع خاور در خون
رود از خون جوانان جوانرود روان
شیر نیزار در آتش سر بندر در خون
بهبهان و جم و بوشهر سراپا زخمی
شهریار و کرج و ساوه سراسر در خون
اصفهان باز هم از یورش افغان به فغان
بال شیراز هم از آل مظفّر در خون
خودزنان جامهدران مویکنان مویهکنان
مام میهن ز سر انداخته معجر در خون
غرق خون خشک و تر و مرد و زن و پیر و جوان
کربلا گشته وطن اصغر و اکبر در خون
شاخ شمشاد شکسته سر سرو افکنده
قد و بالای سپیدار و صنوبر در خون
هر کجا میگذرم ژالهٔ خونین بر گل
هر طرف مینگرم لالهٔ پرپر در خون
جا به جا خون جگرگوشهٔ مردم بر خاک
جو به جو هم جگر و هم جگرآور در خون
سنبل افشانده به گل سر بدرآورده ز تخم
کاکل افشانده و آغشته برادر در خون
رقصرقصان جگر آورده پدر در آتش
پایکوبان دل جزغالهٔ مادر در خون
همچو خواهر دل مجروح برادر خونین
چون برادر جگر خستهٔ خواهر در خون
آسیاب ستم از خون شهیدان گردان
آبش از سر بگذشتهست وطن؛ سر در خون
آفتابش لب بام و قمرش در عقرب
ناله سر کرده ز شب مرغ سحر پر در خون
جمع اضداد نگر عارف و عامی در بند
خیل افراد نگر جمع مکسّر در خون
خر دولت در گل، گاو حسن آبستن
تا کمر مملکت بی در و پیکر در خون
ششجهت لشکری از مور و ملخ گشته بسیج
راست دستِ کجِ فرماندهِ لشکر در خون
خیر اموات مغول شادی ارواح تتار
رو به اجساد شهیدان زده ساغر در خون
میخ اسلام فرورفته به تابوت وطن
ناخن سید اولاد پیمبر در خون
زده نعلین به خون از سر منبر یعنی
رفته یکمرتبه نُهپلّهٔ منبر در خون
ماردوش و خورش از مغز جوانان پختن
اژدهایی سهسر آنک زده چنبر در خون
جغدِ جنگ آخته خنجر که سپروار افتد
نامهٔ صلح ز منقار کبوتر در خون
بسکه از خون شهیدان قلم آغشتم، رفت
خامه و چامه و خوننامه و دفتر در خون
موج خون از سر ابیات بلند تو گذشت
لب فروبند هلا طبع سخنور در خون
قصهٔ تلخ نگویند به این شیرینی
لب فروبند و مزن قند مکرّر در خون
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.