راز سخن

شمارهٔ ۲ - به کلاه تو سوگند

ای خداوند مرا از غم بی دستاری

ای خداوند مرا از غم بی دستاری
به کلاه تو که دوشینه تب گرم گرفت
به کلاه تو چرا خوردم سوگند گران
بسر من که مرا از سر من شرم گرفت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.