راز سخن

شمارهٔ ۱ - خر خمخانه

خر سر خمخانه ای زنت غر و ایضا

خر سر خمخانه ای زنت غر و ایضا
هست مرا در هجای تو ید بیضا
هستی از شاعران مبعض کلی
جز تو همی شاعرند بعضی بعضا
مایه فکند است در دل همه از تو
طلعت میشوم تو عداوت و بغضا
خود را کردی بگرگ یوسف مانند
قال زدی، گرگ خورده بادت غضا
ایضا در شعر اگر نبود درآمد
خر سر خمخانه ای زنت غر و ایضا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.