راز سخن

قطعه شمارهٔ ۱۰۹

خورده بودم غصه بسیار و طبعم بسته بود

خورده بودم غصه بسیار و طبعم بسته بود
داد حبی مسلهم فرزند مردود حبش
تا به هر مجلس که بنشینم روانی می‌رویم
بر سر و بر سبلت و بر ریش مردود حبش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.