راز سخن

ولدنامه

بخش ۱۳۷ | ولدنامه | سلطان ولد

حاصل این دان که خدمت مردانبهتر است از عبادت یزدان
استماع کلامشان بهتراز هزاران کتاب و علم و هنر
پیششان محو گشتن آگاهی استبندگیشان به از شهنشاهی است
هر که مقبول حضرت ایشانگشت از خوف رست ویافت امان
عاقبت از شمار ایشان شدهر که اندر جوار ایشان شد
جنس ایشان بجوید ایشان راهیچ بیگانه جست خویشان را
میل دل با دل از یگانگی استجستن همدگر ز یک رگی است
لیک میلی که بی غرض باشدنی در او علت و مرض باشد
میل خلقان بشحنه و سلطانبهر جاهست و مال و ملک جهان
همچنان میل تربیه با خیبهر لقمه است زانکه اوست سخی
یا از آن رو که باشد او راپشتدشمنش را زن د بتیغ و بمشت
بهر ذاتش ورا نمیخواهدبهر اغراض خود همی خواهد
چون نگردد توقعش حاصلنشود جان او بوی مایل
نی اخی خواندش دگر نه پدرنی سوی او کند بمهر نظر
بلکه از کینه دشمنش گیردبدعا خواهد آنکه او میرد
میل کان را دو صد غرض نبریدنیست جز در میان شیخ و مرید
زانکه هر کو مرید شد از جاندر ره شیخ باخت جان و جهان
سرو سر نیز هم بسر باریترک کرد اندر آن ره از یاری
بی غرض صرف از برای خداچون خدا را از او ندید جدا
رو بدو کرد و عشق او بگزیدزانکه جز وی کسی ورا ن س زید
اینچنین میل اگر بود نیکوستزانکه این نوع میل پرتو هوست
جنس شیخ است آن مرید صفیهست جنسیتش ز خلق خفی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.