مث سگ
از شکنجه پس میفتم مث سگ
از شکنجه پس میفتم مث سگ
وقتی تو قفس میفتم مث سگ
داری تازه جون میگیری مث گرگ
دارم از نفس میفتم مث سگ
میون بازی کفتار و شغال
ناشیانه دس میفتم مث سگ
فک نکن با بوی استخون یا خون
به کف هوس میفتم مث سگ
عاشق اونی میشم که نیس پیشم
گیر این که هس میفتم مث سگ
زندگیم خلاصه میشه تو یه خط
میدوم... تلهس... میفتم مث سگ
اگه سیمرغو بهم نشون ندن
دنبال مگس میفتم مث سگ
واسه من اول و آخر نداره
از شکنجه پس میفتم مث سگ
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.