راز سخن

خط نوازش

گونه‌هات باغ گل سرخ

گونه‌هات باغ گل سرخ
وسط دشت پر از برف
رو تنم نشسته عطرت
مث یه آدم کم‌حرف
شونه‌ت آرومه مث شب
شهر پرسه واسه موهام
گردنت وسوسهٔ کوه
برای صعود دستام
به نوک تپّهٔ خواهش
به ته درّهٔ لذت
گرگ گرگ گرگ گرگم
بغل برّهٔ لذت
رود یعنی کمر تو
دامنت دیوار چینه
مچ پات حتی نرقصی
پاشنهٔ در زمینه
رو تنت باید بمونه
رد جاری وجب‌هام
ببرم تا لبهٔ شوق
برای سقوط لب‌هام
به ته درّهٔ لذت
به نوک قلّهٔ خواهش
پوست تو کاغذ بی خط
خط من خط نوازش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.