مرسی
ببر ببر ببرم؛ تا خودت ببر؛ مرسی
ببر ببر ببرم؛ تا خودت ببر؛ مرسی
فرو کنام به خودت کلّه تا کمر؛ مرسی
و قلّههای تنت را به فتح راضی کن
و راضیام کن از این فتح پر خطر. مرسی
از این که بی تو به جایی نمیرسم ممنون
از این که با تو به تو میکنم سفر مرسی
تمام کودکیات را شروع کن با من
دوباره بچّه شو و بی هوا بپر؛ مرسی!
شبیهتر به خودم میشوم تو که باشی
مرا شبیه خودم کن... شبیهتر... مرسی
نخواب این همه حیف است آچشم وحشی تو
مطیع پلک تو باشد مژهدمر! مرسی
و وقت آینهات را تلف نکن لطفا
تلف نکن یعنی که نده هدر. مرسی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.