صحیفهٔ هفتم در ذکر سایر عوام
۶۹۹ - خواجه محتشم کاشانی
به بزازی مشغولی دارد و در شعر بد نیست .چون جوانست امید که ترقی کند تا غایت جز ابیاتی که در صغر سن گفته شعری از او استماع نیفتاده این دو مطلع از آن ابیات است:
منشور خوبی از همه مشکین خطان گرفتگر بهم میزدم امشب مژه ی پر نم را
و این مطلع و بیت هم از آنجمله است :
سیل می برد بیک چشم زدن عالم راای خدنگ مژه ات عقده گشای دل من
حل شده از تو بیک چشم زدن مشکل منشادم از بیکسی خود که اگر کشته شوم
و این رباعی بدیهه از اوست :
نی تاب نشستن است و نی پای گریزاز بهر من تنک شراب ایساقی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره آثار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.