راز سخن

صحیفهٔ هفتم در ذکر سایر عوام

۶۹۸- مولانا عبدل کاشانی

در شهر خودش که کاشان است کاغذ فروشی میکند و گاهی شعر نیز میگوید این مطلع از اوست :

چون کاکل او شد دل ما باز پریشاناگر صراحی زرین و جام نیست بدستت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.