۵۱۹- مولانا خموشی رازی
از دیار ری است و مردی بی تعین، این رباعی از اوست :
از دیار ری است و مردی بی تعین، این رباعی از اوست :
ای درد تو سرمایه ی درمان کسی
وی جمع ز تو دل پریشان کسی
فریاد ز دست تو که از سنگدلی
یکدم نکنی گوش بافغان کسی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.