راز سخن

صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

۵۱۸- مولانا زین الدین سلطان سایلی تهراتی

کدخدا زاده ی قصبه تهران است من در این حیرانم که این تخلص ناملایم بآن اسم و لقب نامعقول چون جمع شده؟!

یکدم بکام از او نرسیدم تمام عمرو آیا با این تخلص چرا شعر باید گفت؟ بهمه حال این مطلع از اوست :
نگارم چو آید پی غارت جانکشد طرف دامان، خرامان خرامان
بکاکل کند مرغ دل را مقیدز مژگان زند نیشتر بر رگ جان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.