راز سخن

۳۴۷- خواجه فانی تبریزی

از محتشمان شهر تبریز است و پیوسته با جوانان ساده معاشرت می نمود گویند کثرت اموال او تا بحدی بود که یک نوبت هزار تومان به یکجا به رییس میر یوسف اصفهانی بقرض داده بود در آن ولا رییس مذکور نقد جان بقابض ارواح سپرد و فانی از شنیدن این سخن حیات باقی را وداع گفت این مطلع از اوست :

از محتشمان شهر تبریز است و پیوسته با جوانان ساده معاشرت می نمود گویند کثرت اموال او تا بحدی بود که یک نوبت هزار تومان به یکجا به رییس میر یوسف اصفهانی بقرض داده بود در آن ولا رییس مذکور نقد جان بقابض ارواح سپرد و فانی از شنیدن این سخن حیات باقی را وداع گفت این مطلع از اوست :
شب ای همدم که پیش آن پری افسانه میگفتی
چه می شد گر باو حال من دیوانه میگفتی
که را می خواستی کاز مهربانی باز بفریبی
که گه از سوزش شمع و گه از پروانه میگفتی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.