۳۴۶- مولانا کاسب
از جمله خوش طبعان و نادرگویان یزد است و اکثر اشعارش در غایت سوز و درد، این دو مطلع از آنجمله است :
از جمله خوش طبعان و نادرگویان یزد است و اکثر اشعارش در غایت سوز و درد، این دو مطلع از آنجمله است :
ای گل که چنین در بغلت تنگ گرفته است؟
کاز خون دلش پیرهنت رنگ گرفته است
چو مه چارده از گوشه بامش دیدم
نگران بود بجایی و تمامش دیدم
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.