راز سخن

شمارهٔ ۱۵

ای چشم تو مخمور و من از چشم تو مست

ای چشم تو مخمور و من از چشم تو مست
وی جان من از جام لبت باده پرست
بنشین که نسیم نوبهاری برخاست
برخیز که شمع صبحگاهی بنشست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.