راز سخن

شمارهٔ ۱۴

ای آنکه شبت جیب ثریا بگرفت

ای آنکه شبت جیب ثریا بگرفت
آهم ز غمت دامن جوزا بگرفت
از آتش رویت جگر گلاله بسوخت
از قد تو کار سرو بالا بگرفت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.