راز سخن

شمارهٔ ۲۱۲

ای از دو جهان وصل تو مقصود دلم

ای از دو جهان وصل تو مقصود دلم
بیرون ز غم تو نیست موجود دلم
ترسم که مبادا سحری از سر سوز
در آتش روی تو رسد دود دلم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.