راز سخن

شمارهٔ ۱۴ - وله

بعمر این آرزو دارم که بینم

بعمر این آرزو دارم که بینم
عزیزی چند را در اصفهان خوار
کمال الدین مظفر گشته در خاک
جمال الدین ساوی زنده بر دار
یکیرا در بن چاهی نگون سر
یکیرا بر سر داری نگونسار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.