راز سخن

شمارهٔ ۲۰۴

الهی نه جز از شناخت تو شادی است نه جز از یافت تو زندگانی، زندگانی بیتو بردگی است و زنده به تو هم زنده و هم زندگانی است

الهی نه جز از شناخت تو شادی است نه جز از یافت تو زندگانی، زندگانی بیتو بردگی است و زنده به تو هم زنده و هم زندگانی است
غم کی خورد آنکه شادمانیش توئی
یا کی مرد او که زندگانیش توئی
در نسیه آن جهان کجا دل بندد
آن کس که بنقد این جهانیش توئی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.