شمارهٔ ۲۰۳
الهی راهم نما بخود و باز رهان مرا از بند خود، ای رساننده بخود برسانم که کسی نرسیده بخود بارالها یاد تو عیش است و مهر تو سور، شناخت تو ملک است و یاد تو سرور و صحبت نزدیکی تو نور، جوینده تو کشته با جان است و یافت تو رستخیز بی صور
الهی راهم نما بخود و باز رهان مرا از بند خود، ای رساننده بخود برسانم که کسی نرسیده بخود بارالها یاد تو عیش است و مهر تو سور، شناخت تو ملک است و یاد تو سرور و صحبت نزدیکی تو نور، جوینده تو کشته با جان است و یافت تو رستخیز بی صور
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.