شمارهٔ ۱۰۰
می ده که ز جانم رمقی بیش نماند
می ده که ز جانم رمقی بیش نماند
صبرم ز دل مصلحت اندیش نماند
حیض همه روزه داشت زان شد مستور
وز دختر رز هیچ که عذر پیش نماند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.