شمارهٔ ۵۰
با یار بگفتم به زبانی که مراست
با یار بگفتم به زبانی که مراست
گر آرزوی روی تو جانم برخاست
چون روی تو ماه نیست روشن، گفتم
چون قد تو سرو نیست، می گویم راست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.