راز سخن

شمارهٔ ۴۹

چشم تو ز بس که کرد خون از چپ و راست

چشم تو ز بس که کرد خون از چپ و راست
در خون چو دلم غرق شد آنک پیداست
گر خون دلم نه غمزه ی شوخ تو ریخت
پس دامن چشم مستت آلوده است؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.