راز سخن

شمارهٔ ۹۰

سلطان نگر که پرسش درویش می‌کند

سلطان نگر که پرسش درویش می‌کند
اظهار لطف و مرحمت خویش می‌کند
داروی درد سینه رنجور می‌دهد
تدبیر مرهم جگر ریش می‌کند
نی گوش بر حدیث بدآموز می‌نهد
نی استماع قول بداندیش می‌کند
گرچه رعایت دل عشاق خوی اوست
لیکن رعایت دل ما بیش می‌کند
گر نیش جور می‌زندم دهر باک نیست
نوش‌لبش تدارک آن نیش می‌کند
تیر جفا به قصد دلم می‌کشد رقیب
لیکن دلم ز سینه سپر پیش می‌کند
از محض لطف و عین عنایت بود حسین
گر شاه میل صحبت درویش می‌کند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.