شمارهٔ ۱۹۸
تا حرفی از آن لعل می آلود برآمد
تا حرفی از آن لعل می آلود برآمد
لخت دلم، از دیده نمک سود برآمد
از بس که دلم آتش عشق تو نهان کرد
رفتم نفس از سینه کشم، دود برآمد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.