شمارهٔ ۱۵
آن شوخ که زد شرر به جانها خشمش
آن شوخ که زد شرر به جانها خشمش
زلفش دل خلق برد و داند پشمش
چشمی او راست تنگ و ...گشاد
ای کاش ...بود اثری از چشمش
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.