شمارهٔ ۱۴
دِهْ سرخمِیی کَز تُتُقِ اَنوارش
دِهْ سرخمِیی کَز تُتُقِ اَنوارش
شرمنده شوند ثابت و سیّارش
تن آینهوَش چنان شود زو صافی
کز سینهٔ مرد بنگری اسرارش
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.