شمارهٔ ۱۰۴۲
عید من باشد گرفتاری به یار تازه ای
عید من باشد گرفتاری به یار تازه ای
بشکفد گل گل دلم از خار خار تازه ای
در دم پیری به عشق نوجوانان شاد باش
با شراب کهنه می باید نگار تازه ای
دل به تنگ آمد چه خوش بودی اگر می ریختند
طرح دنیای نوی و روزگار تازه ای
گر رهم این بار از دست غمت بار دگر
پیش گیرم پیشهٔ دیگر، شعار تازه ای
حسن صورت دیگر و حسن جوانی دیگر است
خوشتر است از صد گل پژمرده خار تازه ای
بی تکلف می رود زنگ کدورت از دلم
با خط نو خیز یاری با بهار تازه ای
بار خاطر گشته کار شاعری جویا مرا
بعد ازین در پیش گیرم کار و بار تازه ای
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.