راز سخن

شمارهٔ ۲۴۹

می‌آیی و لطف و کرمت می‌بینم

می‌آیی و لطف و کرمت می‌بینم
آسایش جان در قدمت می‌بینم
آن وقت که غایبی همت می‌بینم
هرجا که نگه می‌کنمت می‌بینم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.