راز سخن

شمارهٔ ۲۴۱

بر روی مه تو کرد نظاره دلم

بر روی مه تو کرد نظاره دلم
از دست بشد ز شوق بیچاره دلم
هرچند تنم ز حضرتت محرومست
حقّا که ملازمست همواره دلم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.