راز سخن

شمارهٔ ۲۴۰

چشم خوش تو ربود یکباره دلم

چشم خوش تو ربود یکباره دلم
پیراهن صبر کرد صد پاره دلم
پنداشت که از دولت وصلت کامی
یابد لیکن نیافت بیچاره دلم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.