راز سخن

شمارهٔ ۱۰۸۷

بر در لطف تو نیاز آریم

بر در لطف تو نیاز آریم
راز دل پیش دلنواز آریم
محرم راز ما نسیم صباست
هر دمش در محل راز آریم
تا دهد شرح اشتیاق مرا
کز فراقت همیشه بازاریم
دل محزون خود به بوته هجر
تا کی ای دوست در گذار آریم
طاق ابروی او ببین ای دل
تا به محراب آن نماز آریم
دل کبوتر بچه ست و عشق تو باز
ما کبوتر به چنگ باز آریم
پیش قدّ تو در سرابستان
سرزنش ما به سرو ناز آریم
دو جهان را به روی چون ماهش
از سر مهر عشق باز آریم
ای عزیزا بیا که تا برویم
دل رفته دوباره باز آریم
از سر ذوق چنگ و عود مراد
در سرابوستان به ساز آریم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.