راز سخن

شمارهٔ ۱۰۸۶

یاد باد آنکه عزیزان همه با هم بودیم

یاد باد آنکه عزیزان همه با هم بودیم
همه دم با غم و شادی همه همدم بودیم
نیش زنبورصفت بر دل هرکس نزدیم
به وفا عهد سپر کرده و محکم بودیم
به زکات و صدقات و به بناهای بزرگ
شکر معبود که مشهور به عالم بودیم
سالها در چمن ذوق به بستان طرب
همچو گل خنده زنان خوش دل و خرّم بودیم
با همه خلق جهان خلق و تواضع کردیم
چون صبا با همه کس یکدل و محرم بودیم
تا که خورشیدصفت بر همه کس تافته ایم
در سر مهر جهان دافع شبنم بودیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.